سديد الدين محمد عوفى

156

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

جان بر كف دست نهند و سر را گوى چوگان فرمان « 1 » ما دارند « 2 » ، اگر از ما انعام و تربيت زيادت از همت خود ببينند « 3 » در بندگى مخلص‌تر باشند « 4 » و در معركه ثبات قديم بنمايند . « 5 » و در ميانهء « 6 » آن تشريف‌ها كه به ارباب تيغ مىدادند « 7 » تايى « 8 » جامهء بغايت نيكو و خوش‌رنگ درآوردند تا به مصرف رسانند ، در چشم مأمون درآمد و وقع يافت آن را بخواست و به دست « 9 » بسود « 10 » و فرمود : كه اگر از آن من بودى از براى خود كسوتى ساختمى « 11 » . آرنده گفت « 12 » از خزانهء معمود « 13 » آورده‌اند هر آينه از آن امير المؤمنين باشد . جواب داد « 14 » : هركه خواهد تا « 15 » دوست و دشمن متابع رأى او باشند و دور و نزديك فرمان‌هاى او را مطاوعت كنند « 16 » املاك و اسباب و تجمل وى از آن وى نباشد و او خزانه‌دار ديگران باشد تا به وقت مصلحت به قدر حاجت « 17 » بديشان مىرساند و به « 18 » سبب آن علوّ همّت بود كه ملك دنيا و عرصهء آخرت در ضبط و نصرت خود درآورد . [ 10 سفارش سبكتكين به پسر خود محمود كه در تربيت ارباب هنر بكوش تا عوايد آن همهء مسلمانان را شامل شود ] حكايت ( 10 ) آورده‌اند كه سلطان محمود رحمة اللّه عليه « 19 » در ايام پدر خود بر در شهر غزنين باغى بساخت بغايت خرم « 20 » چنان كه جهانيان آن را

--> ( 1 ) متن : فرمان چوگان ، بنياد - فرمان ، ( 2 ) مپ 2 - و سر را گوى . . . دارند ( 3 ) مج و ساد : نبينند ، ( 4 ) مج و بنياد : مخلص نباشند ( 5 ) مج و بنياد : ننمايند ، بنياد + و در مناصرت ما يكدل و يك‌زبان نباشند ( 6 ) مج : اثناى ( 7 ) متن و مپ 2 - و در ميانهء آن . . . مىدادند ( 8 ) مج : تار ، بنياد : طاقى ( 9 ) مج - انرا بخواست و به دست ( 10 ) مپ 2 - انرا به خواست و به دست بسود ( 11 ) مپ 2 - و فرمود كه . . . ساختمى ( 12 ) مج + چون ( 13 ) مج و بنياد : معموره ( 14 ) متن - داد ، مپ 2 و مج و بنياد + كه ( 15 ) مج و بنياد : كه ( 16 ) مپ 2 - و دور و نزديك . . . كنند ، مج نمايند ، بنياد : مطاوعت و متابعت نمايند ، ( 17 ) مپ 2 - و به قدر حاجت ( 18 ) متن - به ( 19 ) مپ 2 - عليه ، مج انار اللّه برهانه ، بنياد - رحمة اللّه عليه ( 20 ) مج : خوبى